excise (2)
معنی کامل و مثالها
/ek sīz´, ik-/vt.
● (جراحی) بریدن ودرآوردن (غده یا عضو بدن)، برآری کردن
John excised the tumor from the patient's head
جان غده را از مغز بیمار درآورد.
● (از متن نوشتار یا فیلم و غیره) حذف کردن، ستردن
the censor excised parts of the film
سانسورچی بخشی از فیلم را زد.
* excision, n.
بریدن و درآوردن، برآری کردن، حذف کردن (از متن و غیره)، زدن