exclave
معنی فارسی
ناحيه اي که ازکشوري جداشده وخاک بيگانه
انرافراگرفته باشد
معنی کامل و مثالها
/eks´klāv´/n.
● (بخشی از یک کشور که از بقیهی کشور جدا بوده و در کشور دیگری قرار دارد) برون بوم (در برابر: درونبوم enclave)
East Prussia was an exclave of Germany
پروس شرقی برونبوم آلمان بود.