دیکشنری فارسی

exclusionist

معنی فارسی

برون دار گراي، طرد طلب

وابسته به برون داشت ،بروندارانه ،

محروميت آفرين

معنی کامل و مثال‌ها

/-ist/n., adj.

● (طرفدار محرومیت دیگران از برخی امتیازات) برون دار گرای، طرد طلب

● وابسته به برون داشت (یا محروم سازی یا طرد)، برون‌دارانه، محرومیت آفرین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن