exclusionist
معنی فارسی
برون دار گراي، طرد طلب
وابسته به برون داشت ،بروندارانه ،
محروميت آفرين
معنی کامل و مثالها
/-ist/n., adj.
● (طرفدار محرومیت دیگران از برخی امتیازات) برون دار گرای، طرد طلب
● وابسته به برون داشت (یا محروم سازی یا طرد)، بروندارانه، محرومیت آفرین