excommunicator معنی فارسی تکفيرکردن اخراج کردن مردودخواندن طردکردن واژههای دیگر با معنی «تکفيرکردن» excommunicate تکفيرکردن، اخراج کردن، مردودخواندن excomnunicated تکفيرکردن، اخراج کردن، مردودخواندن excomnunicating تکفيرکردن، اخراج کردن، مردودخواندن