excremental معنی فارسی برازي فضله اي نجاستي مترادفها adjective Excrementitious, excrementitial. واژههای دیگر با معنی «برازي» excrementitious برازي، فضله اي، نجاستي faecal برازي، غايطي، دردي fecal برازي، غايطي، دردي stercoraceous برازي، کودي stercoral برازي، کودي night soil کثافات مبال، سواد، برازي مستراح (که شب هنگام خالي ميکنند)