دیکشنری فارسی

excrescency

معنی فارسی

آماسگي، بيرون زدگي، برآمدگي

رجوع شود به excrescence

معنی کامل و مثال‌ها

/-kres´ǝn sē/n., pl.

● آماسگی، بیرون زدگی، برآمدگی

● رجوع شود به: excrescence

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن