دیکشنری فارسی

excurrent

معنی فارسی

بيرون ريزنده جاري شونده

معنی کامل و مثال‌ها

/eks ku_r´ǝnt/adj.

(در حال دویدن یا جاری شدن به سوی جلو یا بیرون) برون‌رو، برون شتاب، پیشدو، پیشریز

(جانورشناسی - مجرا یا رگ یا حفره‌ای که محتویات آن به خارج میریزد) برونریز، برون‌روان

ساقه‌ی برگ برون زده

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون ريزنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن