دیکشنری فارسی

excurrent

معنی فارسی

بيرون ريزنده جاري شونده

معنی کامل و مثال‌ها

/eks ku_r´ǝnt/adj.

● (در حال دویدن یا جاری شدن به سوی جلو یا بیرون) برون‌رو، برون شتاب، پیشدو، پیشریز

● (جانورشناسی - مجرا یا رگ یا حفره‌ای که محتویات آن به خارج میریزد) برونریز، برون‌روان

● ساقه‌ی برگ برون زده

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون ريزنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن