پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
exec (1)
معنی کامل و مثالها
●
مخفف:
●
اجرایی، مجریه
●
اجرا کننده، قیم، وصی
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن