executive bailiff معنی فارسی مامور اجرا واژههای دیگر با معنی «مامور اجرا» bumbailiff مامور اجرا (درمقام تحقير)، اردنگي زن lictor تبردار، يساول، مامور اجرا possession money حق الاجرا، حق النسبي، حق الحفظ