دیکشنری فارسی

exemplum

USıg'zempləm

معنی فارسی

حکايت، قصيده ، روايت، مثال، نمونه ، تمثيل.

داستان اخلاقي، حکايت پند آميز،

قصه ي عبرت انگيز

معنی کامل و مثال‌ها

/eg zem´plǝm, ig-/n., pl.

نمونه، مثال، مسطوره

(به ویژه در موعظه های قرون وسطی) داستان اخلاقی، حکایت پند آمیز، قصه‌ی عبرت انگیز

واژه‌های دیگر با معنی «حکايت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن