exemplum
USıg'zempləm
معنی فارسی
حکايت، قصيده ، روايت، مثال، نمونه ، تمثيل.
داستان اخلاقي، حکايت پند آميز،
قصه ي عبرت انگيز
معنی کامل و مثالها
/eg zem´plǝm, ig-/n., pl.
● نمونه، مثال، مسطوره
● (به ویژه در موعظه های قرون وسطی) داستان اخلاقی، حکایت پند آمیز، قصهی عبرت انگیز