exhibitory
معنی فارسی
وابسته به نشان دادن و نمايشگاه ، نمايشگاهي،
نمايشي
نمايش دهنده ، نشانگر، نشانه
معنی کامل و مثالها
/-i tôr´ē/adj.
● وابسته به نشان دادن و نمایشگاه، نمایشگاهی، نمایشی
● نمایش دهنده، نشانگر، نشانه
وابسته به نشان دادن و نمايشگاه ، نمايشگاهي،
نمايشي
نمايش دهنده ، نشانگر، نشانه
/-i tôr´ē/adj.
● وابسته به نشان دادن و نمایشگاه، نمایشگاهی، نمایشی
● نمایش دهنده، نشانگر، نشانه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن