exigible
معنی فارسی
خواستني مطالبه کردني تعلق گيرنده لازم
معنی کامل و مثالها
/ek´sǝ jǝ bǝl/adj.
● دریافت کردنی، ستاندنی، قابل ادعا یا گرفتن، قابل مطالبه، مطالبه کردنی
خواستني مطالبه کردني تعلق گيرنده لازم
/ek´sǝ jǝ bǝl/adj.
● دریافت کردنی، ستاندنی، قابل ادعا یا گرفتن، قابل مطالبه، مطالبه کردنی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن