دیکشنری فارسی

exonerator

معنی فارسی

تبرئه کردن روسفيدکردن ازادکردن مرخص کردن معاف کردن

واژه‌های دیگر با معنی «تبرئه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن