expectorated معنی فارسی ازسينه بيرون کردن ازشش خارج کردن تف کردن موادبلغمي دفع کر واژههای دیگر با معنی «ازسينه بيرون کردن» expectorate ازسينه بيرون کردن، ازشش خارج کردن، تف کردن