expessible معنی فارسی قابل بيان قابل فهماندن واژههای دیگر با معنی «قابل بيان» inenarrable غير قابل حکايت، غير قابل بيان، غير قابل رويت. expressible اظهارکردني، قابل اظهار، بيان کردني apodeictic شامل يا مستلزم بيان حقيقت، قابل توضيح.