دیکشنری فارسی

explorer

UKiksplɔːrər USık'splɔ:rə

معنی فارسی

پي گرد اکتشاف کننده جستجوکننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

جهانگرد، اکتشاف کننده، سیاح، یابگر، جهان‌پژوه، کاشف

Christopher Colombus was a great explorer

کریستف کلمب جهان‌پژوه بزرگی بود.

(E بزرگ) هر یک از ماهواره های امریکایی که از سال 1958 برای اکتشاف جو زمین و فضا پرتاب شده‌اند

ریشه و کاربرد

Noun

A person who explores an unfamiliar area; an adventurer.

ریشه

From the late 16th century: from Latin explorare 'search out'

مثال

  • He was an explorer in Africa.
  • The explorer set out on a new expedition.
  • The explorer's ship was lost at sea.

ترکیب‌های رایج

Explorer set out Explorer discovered Explorer's journey Explorer's ship

واژه‌های دیگر با معنی «پي گرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن