expressional معنی فارسی حالتي قيافه اي واژههای دیگر با معنی «حالتي» two state دو حالتي. state equation معادله حالتي two state algebra جبر دو حالتي. two state jump جهش دو حالتي. two state circuit مدار دو حالتي. two state variable متغيير دو حالتي. attitudinize وضع و حالتي بخود بستن، حالت خاصي بخود گرفتن double adultery زناي محصنه در حالتي که مرتکب آن مرد، زن دار باشد roll reversal حالتي که سبب معکوس شدن کنترل ميگردد special verdict راي هيات منصفه در حالتي که حقايق موضوع، مطروحه را آن چنان که برايشان ثابت شده، است اعلام و اخذ تصميم را به دادگاه