expressionistically معنی فارسی هنرپيشه اي که درکارش رعايت حالت راميکند ، حالت دوست واژههای دیگر با معنی «هنرپيشه اي که درکارش رعايت حالت راميکند» expressionism هنرپيشه اي که درکارش رعايت حالت راميکند، حالت دوست expressionist هنرپيشه اي که درکارش رعايت حالت راميکند، حالت دوست expressionistic هنرپيشه اي که درکارش رعايت حالت راميکند، حالت دوست