exsiccative معنی فارسی خشکاننده داروي خشکاننده داروي خشکي اوز واژههای دیگر با معنی «خشکاننده» exsiccant خشکاننده، داروي خشکاننده، داروي خشکي اور escharotic خشکاننده، سوزاننده parching سوزان، سوزاننده، خشکاننده