extemporal
معنی فارسی
ارتجالي بي انديشه زودانداز موقتي سردستي
معنی کامل و مثالها
/eks tem´pǝ rǝl/adj.
● (قدیمی) رجوع شود به: extemporaneous
ارتجالي بي انديشه زودانداز موقتي سردستي
/eks tem´pǝ rǝl/adj.
● (قدیمی) رجوع شود به: extemporaneous
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن