دیکشنری فارسی

exteriority

معنی فارسی

حالت بيروني ياظاهري ، دلبستگي به (صورت) ظاهر

معنی کامل و مثال‌ها

/ek stir´ē ôr´ǝ tē,ik-/n.

● برونش، برونبودی، برون بودگی، خارجیت

● نمای برونی، ظاهر خارجی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن