extortive معنی فارسی غاصب بزورستان زياده ستان غاصبانه واژههای دیگر با معنی «غاصب» extorter غاصب، بزورستاننده، زياده ستان extortioner غاصب، بزورستاننده، زياده ستان extortionate غاصب، زياده ستان، بزورستان violator غاصب، ناقص، متجاوز. usurper غاصب، رباينده bloodsucker زالو، غاصب، خونخوار bloodsucking زالو، غاصب، خونخوار spoliator غارتگر، غاصب tyrant حاکم ستمگر يا مستبد، سلطان غاصب يا مستبد، (شخص) ستمگر abator رفع مزاحمت كننده، غاصب حق وارث قانوني