دیکشنری فارسی

extra-

معنی کامل و مثال‌ها

/eks´trǝ/

● پیشوند: خارج از، برون، بیرون از، علاوه بر، برونی

extracellular

برون یاخته‌ای

extracontinental

برون اقلیمی

extracorporeal

برون تنی

extragovernmental

برون دولتی

extralinguistic

فرا زبانی، غیر زبانی

extrasolar

برون خورشیدی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن