extractive
معنی فارسی
کشيده شدني کشيدني گرفتني عصاره اي شيره اي استخراجي
معنی کامل و مثالها
/eks trak´tiv, ik strak´-/adj., n.
● وابسته به برون کشی، استخراجی، برهیختی، تریدنی
● قابل کشیدن (مثل دندان)، کشیدنی، کندنی، درآوردنی، اخذ کردنی
● افشره مانند، عصاره مانند، چکیده سان
● افشره، چکیده، عصاره، شیره، چلانه