دیکشنری فارسی

extractive

معنی فارسی

کشيده شدني کشيدني گرفتني عصاره اي شيره اي استخراجي

معنی کامل و مثال‌ها

/eks trak´tiv, ik strak´-/adj., n.

● وابسته به برون کشی، استخراجی، برهیختی، تریدنی

● قابل کشیدن (مثل دندان)، کشیدنی، کندنی، درآوردنی، اخذ کردنی

● افشره مانند، عصاره مانند، چکیده سان

● افشره، چکیده، عصاره، شیره، چلانه

واژه‌های دیگر با معنی «کشيده شدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن