دیکشنری فارسی

extraditable

معنی فارسی

تسليم کردني ،

ايجاب کننده تسليم (گناهکاربدولت متبوع خودش

)

معنی کامل و مثال‌ها

/eks´trǝ dīt´ǝ bǝl/adj.

● (در مورد استرداد مجرمین) استرداد پذیر، بازدادنی، بازگرفتنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن