extrajudicial
معنی فارسی
خارج ازموضوع مطرح شده دردادگاه ، غيرمجاز
معنی کامل و مثالها
/-jōō dish´ǝl/adj.
● (حقوق)
● خارج از صلاحیت دادگاه، بیرون از حوزهی قضایی دادگاه
● غیر عادی (از نظر قضایی)
● خارج از دادگاه، برون دادگاهی
an extrajudicial confession
اقرار برون دادگاهی (خارج از دادگاه)
تعریف انگلیسی
adjective
- beyond the usual course of legal proceedings; legally unwarranted “an extrajudicial penalty”