دیکشنری فارسی

extrajudicial

معنی فارسی

خارج ازموضوع مطرح شده دردادگاه ، غيرمجاز

معنی کامل و مثال‌ها

/-jōō dish´ǝl/adj.

● (حقوق)

● خارج از صلاحیت دادگاه، بیرون از حوزه‌ی قضایی دادگاه

● غیر عادی (از نظر قضایی)

● خارج از دادگاه، برون دادگاهی

an extrajudicial confession

اقرار برون دادگاهی (خارج از دادگاه)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. beyond the usual course of legal proceedings; legally unwarranted “an extrajudicial penalty”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن