extraterritoriality
USekstrəterə'tɔ:rı'ælətı
معنی فارسی
برون مرزي حقوق برون مرزي
معنی کامل و مثالها
/-ter´ǝ tôr´ē al´ǝ tē/n.
● مصونیت از قوانین کشور میزبان (به ویژه در مورد ماموران سیاسی)، مصونیت دیپلماسی، زینهاری (حقوقی یا سیاسی)
● (حاکمیت یک کشور بر شهروندان خود که مقیم برونمرز هستند) چیرگی قانونی