دیکشنری فارسی

extremism

US'ek'stremızəm

معنی فارسی

افراط کاري عقيده افراطي

معنی کامل و مثال‌ها

/ek strēm´iz´ǝm, ik-/n.

● گزافگویی، افراط گرایی، افراطی گری، افراطی بودن (به ویژه در امور سیاسی)، پی فراخی

his political extremism is abhorrent to me

افراط گرایی سیاسی او مورد تنفر من است.

the extremism of the left

افراط گرایی چپی‌ها

تعریف انگلیسی

noun
  1. any political theory favoring immoderate uncompromising policies

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن