دیکشنری فارسی

eyed

UKaid USaıd

معنی فارسی

چشم دار (بيشتر در ترکيب بکار ميرود

چون بدچشم)

معنی کامل و مثال‌ها

/īd/adj.

(در ترکیب) چشم، چشمی، چشمه

blue-eyed

چشم آبی

دارای نشانه‌ها یا خال‌های چشم مانند، نقطه‌دار، خال مخال

ریشه و کاربرد

Adjective

Having eyes or eye-like features of a specified kind or number.

ریشه

From Old English ēagian, from ēage 'eye'.

مثال

  • She is a blue-eyed girl.
  • The cat is one-eyed.
  • He eyed the cake hungrily.

ترکیب‌های رایج

Blue-eyed One-eyed Green-eyed Big-eyed Wide-eyed Bright-eyed

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن