دیکشنری فارسی

eyeglass

UKaiglɑːs US'aıg'læs

معنی فارسی

عينک فنري، عينک، عينک يک چشم،

شيشه ءدوربين ياذره بين

چشميار

معنی کامل و مثال‌ها

/-glas´/n.

عدسی عینک، عدسی چشمی

(جمع) عینک، چشمیار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن