eyeleteer معنی فارسی ميل ، درفش ، الت براي چشمه دراوردن ازبرودري ومانندان واژههای دیگر با معنی «ميل» bar ميل، ميله، شمش fondness ميل، اشتياق، دوستي بي جهت declination ميل، دوري ازاستوا، انحراف hade ميل، کجي، تمايل پيداکردن comsumption ميل، صرف، تحليل liking ميل، تمايل، ذوق mile ميل، ميل انگليسي partility for liquors ميل، به نوشابه obelus ميل، مسله celestial latitude ميل