eyer US'aıə معنی فارسی هميشگي واژههای دیگر با معنی «هميشگي» perpetuities هميشگي، ابديت، دوام perpetuity هميشگي، ابديت، دوام perpetual هميشگي، دائمي، جاوداني usual هميشگي، معمولي، عادي perpetuance هميشگي، ابديت nystagmus جنبش هميشگي، تخم چشم، حرکت تشنجي کره چشم permanently بطور هميشگي، بطور دائمي، بطورثابت habitue بيننده هميشگي، رونده هميشگي life annuity سالواره هميشگي، سالواره مادام العمري rente سالواره هميشگي، درآمد ساليانه