دیکشنری فارسی

façade or facade

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝ säd´/n.

● (بخشی از ساختمان که از بیرون دیده می‌شود) نما، روکار

the building had a marble facade

نمای ساختمان از سنگ مرمر بود.

● نمای هرچیز، ظاهر، صورت، رویه، برونداد

the unity of the party was a mere facade

اتحاد و یکپارچگی حزب فقط ظاهری بود.

under the facade of friendship

با تظاهر به دوستی، زیر نقاب دوستی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن