facies
معنی فارسی
رخساره
معنی کامل و مثالها
/fā´shē ēz´, -shēz´, -sēz´/n.,pl.
● (ظاهر یا جنبه یا ویژگی هر چیز) سیما، چهره، نما، برون نما، رخساره
● (بوم شناسی ـ تعدیل و تغییر ظاهر یا ساختار هر زیست گروه) رخساره گردانی، دگرسانی رخساره
● (پزشکی ـ ظاهر چهره که نشانگر بیماری یا حالت خاص باشد) رخساره، رخ جاور، حالت صورت
● (زمین شناسی ـ ویژگیهای سنگ که آنرا از نظر ظاهر و ساختار از سنگهای دیگر مشخص میکند) سنگ رخ، سنگ رخساره، رخساره