faction (1)
معنی کامل و مثالها
/fak´shǝn/n.
● (در پارلمان یا حزب و غیره) دسته، دار و دسته، فراکسیون، جناح، باند، فرقه
warring factions within the party
دستجات متخاصم در داخل حزب
● (نادر) دستهبندی، دسته کشی، دو دستگی، چند دستگی، نفاق، تفرقه
/fak´shǝn/n.
● (در پارلمان یا حزب و غیره) دسته، دار و دسته، فراکسیون، جناح، باند، فرقه
warring factions within the party
دستجات متخاصم در داخل حزب
● (نادر) دستهبندی، دسته کشی، دو دستگی، چند دستگی، نفاق، تفرقه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن