factionalize
معنی فارسی
به گروه تقسيم کردن، باند بازي کردن،
چند دستگي ايجاد کردن
معنی کامل و مثالها
/-ǝl īz´/vt., vi.
● به گروه (های مخالف هم) تقسیم کردن، باند بازی کردن، چند دستگی ایجاد کردن
به گروه تقسيم کردن، باند بازي کردن،
چند دستگي ايجاد کردن
/-ǝl īz´/vt., vi.
● به گروه (های مخالف هم) تقسیم کردن، باند بازی کردن، چند دستگی ایجاد کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن