factorage
معنی فارسی
حق العمل (کاري)
معنی کامل و مثالها
/-ij/n.
● دلالی، کارگزاری، (بازرگانی) نمایندگی، مباشرت، سازگری
● حق دلالی، هزینهی کارگزاری، کمیسیون، درصد
حق العمل (کاري)
/-ij/n.
● دلالی، کارگزاری، (بازرگانی) نمایندگی، مباشرت، سازگری
● حق دلالی، هزینهی کارگزاری، کمیسیون، درصد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن