دیکشنری فارسی

fag end

معنی کامل و مثال‌ها

● (بخش آخر توپ پارچه که ضخیم و بد بافت است) سرتیکه‌ی پارچه، ته‌تیکه، (انتهای طناب چندلا که ریسمان‌های آن از هم باز شده‌اند) ته طناب، طناب ریش

● (مجازی ـ بخش آخر و بد هرچیز) ته مانده، وازده

تعریف انگلیسی

noun
  1. the time of the last part of something “the fag end of this crisis-ridden century” “the tail of the storm”
  2. the frayed end of a length of cloth or rope

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن