fag end
معنی کامل و مثالها
● (بخش آخر توپ پارچه که ضخیم و بد بافت است) سرتیکهی پارچه، تهتیکه، (انتهای طناب چندلا که ریسمانهای آن از هم باز شدهاند) ته طناب، طناب ریش
● (مجازی ـ بخش آخر و بد هرچیز) ته مانده، وازده
تعریف انگلیسی
noun
- the time of the last part of something “the fag end of this crisis-ridden century” “the tail of the storm”
- the frayed end of a length of cloth or rope