fagot
UKfægə
معنی فارسی
دسته هيزم ،
دسته اي ازميله هاي فولادي يا اهني که بهم بسته
باشند
معنی کامل و مثالها
/fag´ǝt/n., vt.
● یک بسته هیزم، دستهی هیزم، دستهی چوب (برای سوزاندن در بخاری و غیره)، هیمه
● (فلزکاری) آهن بستهبندی شده، (توده یا قلمبهی آهن که پس از حرارت دادن نورد میشود و تبدیل به شمش یا مفتول میگردد) آهن خام
● (هیزم و آهن) بستهبندی کردن، دسته کردن
● (دوزندگی) بخیهی زینتی زدن، حاشیه دوزی، ریش ریش کردن پارچه
تعریف انگلیسی
verb
- offensive term for an openly homosexual man
- a bundle of sticks and branches bound together
- ornament or join (fabric) by faggot stitch “He fagotted the blouse for his wife” “Somebody ----s”
- fasten together rods of iron in order to heat or weld them “Somebody ----s something”
- bind or tie up in or as if in a faggot “faggot up the sticks” “Somebody ----s something”
مترادفها
noun
[Written also Faggot.] Bundle of stricks, fascine (fort.).