دیکشنری فارسی

fagot

UKfægə

معنی فارسی

دسته هيزم ،

دسته اي ازميله هاي فولادي يا اهني که بهم بسته

باشند

معنی کامل و مثال‌ها

/fag´ǝt/n., vt.

● یک بسته هیزم، دسته‌ی هیزم، دسته‌ی چوب (برای سوزاندن در بخاری و غیره)، هیمه

● (فلزکاری) آهن بسته‌بندی شده، (توده یا قلمبه‌ی آهن که پس از حرارت دادن نورد می‌شود و تبدیل به شمش یا مفتول می‌گردد) آهن خام

● (هیزم و آهن) بسته‌بندی کردن، دسته کردن

● (دوزندگی) بخیه‌ی زینتی زدن، حاشیه دوزی، ریش ریش کردن پارچه

تعریف انگلیسی

verb
  1. offensive term for an openly homosexual man
  2. a bundle of sticks and branches bound together
  3. ornament or join (fabric) by faggot stitch “He fagotted the blouse for his wife” “Somebody ----s”
  4. fasten together rods of iron in order to heat or weld them “Somebody ----s something”
  5. bind or tie up in or as if in a faggot “faggot up the sticks” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
[Written also Faggot.] Bundle of stricks, fascine (fort.).

واژه‌های دیگر با معنی «دسته هيزم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن