failure free معنی فارسی بدون خرابي. واژههای دیگر با معنی «بدون خرابي.» non-destructive test آزمايش بدون خرابي uptime پريود زماني که در طول آن يک سيستم، کامپيوتر فعال است يا صحيح عمل مي کند، يک دوره زماني که تجهيزات بدون خرابي کار