fair-faced معنی فارسی خوبرو زيبا خوبصورت حق بجانب واژههای دیگر با معنی «خوبرو» comelier خوبرو، بانمک، خوش ايند comeliest خوبرو، بانمک، خوش ايند comely خوبرو، بانمک، خوش ايند fair زيبا، خوبرو، لطيف