دیکشنری فارسی

fair-trade

معنی کامل و مثال‌ها

/fer´trād´/adj., vt.

● (بازرگانی ـ امریکا)

● توافق میان سازنده و فروشنده درباره‌ی بهای کالا برای مشتری، بهاگذاری دادورانه

a fair-trade agreement

قرارداد فروش منصفانه

● طبق قیمت توافق شده میان سازنده و فروشنده کالا را فروختن، بها گذاری دادورانه کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن