دیکشنری فارسی

fair-weather

معنی فارسی

خوب هنگام هواي صاف ، بي وفا ، نيم راه ،

درخورهواي صاف

معنی کامل و مثال‌ها

/fer´weth´ǝr/adj.

(فقط) مناسب برای هوای خوب، در هوای خوب

a fair-weather sailboat

کشتی بادبانی ویژه‌ی‌هوای ملایم (که در هوای بد نمی‌شود از آن استفاده کرد)

دوست ایام خوشی و بی‌نیازی، (دوست) بی‌وفا، (رفیق) نیمه‌راه

a fair-weather friend

دوست بی‌وفا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن