fair-weather
معنی فارسی
خوب هنگام هواي صاف ، بي وفا ، نيم راه ،
درخورهواي صاف
معنی کامل و مثالها
/fer´weth´ǝr/adj.
● (فقط) مناسب برای هوای خوب، در هوای خوب
a fair-weather sailboat
کشتی بادبانی ویژهیهوای ملایم (که در هوای بد نمیشود از آن استفاده کرد)
● دوست ایام خوشی و بینیازی، (دوست) بیوفا، (رفیق) نیمهراه
a fair-weather friend
دوست بیوفا