دیکشنری فارسی

fakir

UKfeikiər

معنی فارسی

درويش هندي يامسلمان

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝ kir´/n.

● (از ریشه‌ی عربی)

● زاهد هندو، مرتاض

● (به ویژه در هند) گدای دوره‌گرد، فقیر (که تردستی یا مار بازی هم می‌کند)

● (عضو برخی از فرقه‌های مسلمان که کارشان تکدی است) درویش، گدا، دریوزه‌گر (fakeer هم می‌نویسند)

ریشه و کاربرد

ریشه

Early 17th century. From Arabic faqīr, literally ‘poor man’.

مثال

  • The fakir sat in meditation for hours.
  • She gave some coins to the fakir on the street.
  • The fakir performed a ritual to bless the house.

ترکیب‌های رایج

Begging fakir Holy fakir Fakir's meditation

تعریف انگلیسی

noun
  1. a Muslim or Hindu mendicant monk who is regarded as a holy man

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن