faldstool
معنی فارسی
صندلي بي دسته که اسقف درمواردي روي ان
مينشيند
معنی کامل و مثالها
/fôld´stōōl´/n.
● صندلی تاشو (به ویژه برای مراسم دعا)، میزچه
● (کلیسای کاتولیک) صندلی بدون پشتی (که اسقف روی آن مینشیند)
● (کلیسای انگلیکان) میز کتاب دعا
صندلي بي دسته که اسقف درمواردي روي ان
مينشيند
/fôld´stōōl´/n.
● صندلی تاشو (به ویژه برای مراسم دعا)، میزچه
● (کلیسای کاتولیک) صندلی بدون پشتی (که اسقف روی آن مینشیند)
● (کلیسای انگلیکان) میز کتاب دعا
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن