falling-sickness معنی فارسی حمله صرح واژههای دیگر با معنی «حمله» epileptic fit حمله، غش حمله ايي epilepsy حمله، صرع ictys حمله epileptic حمله اي، حمله دار، مصروع wolf pack حمله گرگ، حمله چند زيردريايي با هم به هدف hysteroid حمله وار، مانند حمله echelon of attack رده حمله، موج حمله hysterogenic حمله آور، تشنج آور momentum of attack دور حمله، شدت حمله conniption حمله صرع