دیکشنری فارسی

famed

UKfeimd USfeımd

معنی فارسی

نامور بلندآوازه معروف مشهور نامدار

معنی کامل و مثال‌ها

/fāmd/adj.

● نامور، بلندآوازه، معروف، مشهور، نامدار

the famed museums of London and New York

موزه‌های بلند آوازه‌ی لندن و نیویورک

تعریف انگلیسی

adjective
  1. widely known and esteemed “a famous actor” “a celebrated musician” “a famed scientist” “an illustrious judge” “a notable historian” “a renowned painter”

واژه‌های دیگر با معنی «نامور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن