famester معنی فارسی قمارباز ادم شوخ ادم هرزه واژههای دیگر با معنی «قمارباز» gambler قمارباز، مقامر player بازيکن، قمارباز، بازيگر plunger پيستون، پيستون بي دريچه، غوطه زننده