fan (2)
معنی کامل و مثالها
/fan/n.
● (به ویژه در امور ورزشی یا هنری) شیفته، طرفدار
a basketball fan
شیفتهی بسکتبال
one of Michael Jackson's fans
یکی از شیفتگان مایکل جکسون
/fan/n.
● (به ویژه در امور ورزشی یا هنری) شیفته، طرفدار
a basketball fan
شیفتهی بسکتبال
one of Michael Jackson's fans
یکی از شیفتگان مایکل جکسون
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن