دیکشنری فارسی

fanatic

UKfənætikl USfə'nætık

معنی فارسی

شخص متعصب

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝ nat´ik/adj., n.

متعصب، افراطی، زیاده رو، تندرو (در امور سیاسی و مذهبی و غیره)، جزمی (fanatical هم می‌گویند)، کوته‌فکر

a religious fanatic

متعصب مذهبی

one of his most fanatical followers

یکی از تندروترین طرفداران او

آدم متعصب، آدم کوته‌فکر، آدم افراطی، آدم خرد اندیش

مترادف‌ها

I. noun
Enthusiast (especially on religious subjects), visionary, zealot, wild enthusiast, frenzied zealot, unreasoning visionary.
II. adjective
(also fanatical)
Enthusiastic, visionary, wild, mad, frenzied, rabid.

واژه‌های دیگر با معنی «شخص متعصب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن